روانشناسی مثبت
¢در گذشته فرض غالب این بود که مردم به واسطه سائق های درونی شان یا انگیزه های بیرونی خود به پس و پیش رانده می شوند.
¢فرویدی ها معتقد بودند که کشمکش های حل نشده دوران کودکی ، رفتار بزرگسالی را به وجود می آورد.
¢بی اف اسکینر هم بر این باور بود که رفتار بر اثر تقویت تکرار می شود.
¢کردارشناسان نیز رفتار را ناشی از الگوهای پایداری می دانستند که به وسیله ژن ها پدید می آیند.
¢رفتارگرایانی چون هال معتقد بودند که جاندار همیشه در جهت کاهش نیازهایی که از نظر او منطقی هستند، تلاش می کند.
¢
¢از سال 1965 این باورهای جبر گرایانه دگرگون شدند و اندیشه انتظارات فردی، خودکار آمدی، عزت نفس، انتخاب، تصمیم، خودشناسی، خود تنظیمی، خود کنترلی و خود ارزشیابی وارد حیطه روان شناسی شد که در روان شناسی مثبت بسیاری از اینها به گونه قابل ملاحظه ای مورد توجه قرار می گیرند (سلیگمن، 2006؛ ترجمه کریمی و افراز، 1388).
¢
+ نوشته شده در ساعت توسط ali abasi
|